








آب در لافت تنها یک منبع طبیعی نیست، بلکه بخشی از ساختار زندگی، نظم اجتماعی و معماری این شهر کهن است. نظام ذخیره و توزیع آب در این منطقه، حاصل قرنها تجربهی زیسته در اقلیمی گرم، کمباران و ناپایدار است؛ نظمی که در آن، معماری، زمین و جامعه به شکلی در هم تنیده عمل میکنند.
آبانبارهای لافت در مقایسه با نمونههای فلات مرکزی ایران، از هرگونه تزئین و نمایشگری فاصله دارند. این بناها ساده، فشرده و کم ارتفاعاند و فرم آنها مستقیماً از ضرورتهای اقلیمی شکل گرفته است. گنبدهای نرم و پیوسته، دیوارهای ضخیم و دهانههای محدود، همگی در خدمت حفظ آب، کاهش تبخیر و پایداری سازهاند. در یکی از این دستهها، مخزن به صورت کشیده و افقی طراحی شده و پوشش طاقی ممتد، آب را از تابش مستقیم آفتاب مصون میدارد. ورودی باریک و حسابشده، دسترسی آرام و کنترل شده به آب را ممکن میسازد و در عین حال، کیفیت آن را حفظ میکند. اینجا معماری بهدور از هرگونه اغراق، صرفاً پاسخگوی نیاز است.
در دستهی دیگر، آبانبار با گنبدی مخروطی-نیمکروی بر سکویی سنگی قرار گرفته است. این فرم، علاوه بر استحکام سازهای، سطح تماس با تابش خورشید را به حداقل میرساند و آب باران را به سوی پیرامون بنا هدایت میکند. جویهای سنگی اطراف، بخشی جداییناپذیر از معماریاند و آب را به نرمی و بدون اتلاف به مخزن منتقل میکنند. دهانههای کوچک و محدود، امکان تهویهی طبیعی را فراهم کرده و مانع فاسد شدن آب می شوند؛ بینیاز از هر سازوکار مکانیکی یا مداخلهی بیرونی.
در کنار آبانبارها، چاههای تِلا قرار دارند؛ حفرههایی دستکند در بستر سنگ که برای ذخیرهی آبهای سطحی ناشی از بارندگیهای فصلی ایجاد شدهاند. این چاهها مخزن دائمی نیستند بلکه ذخیرهگاههای موقتاند؛ حافظهای کوتاهمدت از باران در سرزمینی که بارش آن ناگهانی و ناپایدار است. عمق محدود، دیوارههای سنگی و دسترسی آسان، استفادهی سریع و جمعی از آب را ممکن میکرده و بخشی از نظام بقا در جنوب ایران بوده است.
نکتهی مهم در کارکرد چاههای تِلا، شیوهی مدیریت آنهاست. در لافت، مراقبت، زمانبندی و تقسیم آب این چاهها بهطور سنتی بر عهدهی میرابهای زن بوده است. زنان، با شناخت دقیق از میزان آب، نیاز خانوارها و شرایط فصل، مسئول حفظ تعادل و عدالت در توزیع آب بودهاند. این مدیریت، دانشی شفاهی و مبتنی بر تجربهی روزمره بوده که نسل به نسل منتقل شده و نقشی بنیادین در پایداری زندگی جمعی داشته است. حضور زنان در این ساختار، نشان میدهد که مدیریت آب در لافت، صرفاً فنی یا معماری نبوده، بلکه ریشهای عمیق در نظم اجتماعی و فرهنگی داشته است.
در مجموع، معماریِ آب در لافت حاصل درک دقیق از زمین، اقلیم و رفتار آب است. هر دیوار، هر شیب و هر دهانه، پاسخی سنجیده به ضرورت بقا به شمار میآید. این معماری، خاموش و بیادعاست اما در دل خود دانشی عمیق و آزموده را حمل میکند؛ دانشی که امروز، در مواجهه با بحران آب، بیش از هر زمان دیگری شایستهی بازخوانی و توجه است.



