عکس نوشته ها

مسجد جامع ورامین: شاهکار معماری دوران ایلخانی

مسجد جامع ورامین که ساخت آن در دهه‌های آغازین قرن هشتم هجری قمری و در دوره حکومت اولجایتو و ابوسعید بهادرخان تکمیل شد، یکی از برجسته‌ترین یادگارهای معماری ایلخانی در ایران است. ورامین در این دوران یکی از کانون‌های مهم و آباد منطقه ری و مرکز تجمع روستاها و آبادی‌های حاصلخیز اطراف بود؛ شهری راهبردی در مسیر تجارت، کشاورزی و ارتباطی میان‌ ری، قم و خراسان. همین جایگاه ویژه سبب شد که امیران ایلخانی احداث مسجد جامع آن را نه تنها یک نیاز مذهبی بلکه نوعی نمایش قدرت، ثروت و هنر دولتی تلقی کنند.

معماری مسجد همچون بسیاری از بناهای شاخص ایلخانی، بر پلان چهار ایوانی استوار است؛ الگویی که ریشه آن در سنت‌های عمیق معماری ایرانی، به ویژه از دوران ساسانی تا سلجوقی، پیوسته و قابل ردیابی است. با این حال، مسجد ورامین در یک نقطه اساسی به اوج می‌رسد: در گنبدخانه، جایی که هنر پیچیده تبدیل پلان مربعی به دایره، با فیلپوش‌ها، کاربندی‌ها و انتقال بار چندمرحله ای به صورتی کم نظیر اجرا شده است.

اما آنچه این مسجد را از بسیاری بناهای هم‌دوره متمایز می‌کند، ترکیب هم‌زمان سه هنر بزرگ معماری ایرانی است:
۱) آجرکاری
۲) گچ‌بری
۳) کاشی کاری.

در بدنه ایوان‌ها و دیوارها، آجر نه تنها مصالح اصلی سازه است بلکه به‌ صورت نقشی تکرار شونده، هندسی و در هم‌تنیده، ارزش تزئینی می‌یابد. در مقابل، گچ‌بری‌ها در سطوحی خاص – به ویژه محراب – چنان ظریف و چندلایه‌اند که از دور یک سطح واحد می‌نمایند اما در نگاه نزدیک، جهان پیچیده‌ای از اسلیمی، کتیبه، گره و شبکه را آشکار می‌کنند. این محراب چندلایه یکی از اوج‌های هنر ایلخانی است؛ گویی گچ نه مصالح که ماده‌ای برای ترسیم نور و سایه بوده است.

در حاشیه‌ها و قاب‌ها، کاشی‌های فیروزه‌ای با نقش‌های هندسی و ستاره‌ای حضور می‌یابند؛ نه غالب و نه کم‌رنگ بلکه درست در حدی که میان سادگی آجر و لطافت گچ، تعادل رنگی و بصری ایجاد کنند. این سه‌گانه‌ی آجر، گچ و کاشی چیزی فراتر از تزئین است؛ بیانیه‌ای از هویت معماری ایرانی که در مسجد ورامین به انسجامی کم‌نظیر رسیده است.

ورامین در قرن هشتم، شهری رو به شکوفایی بود اما گذر زمان و تغییر مسیر آب‌ها و راه‌ها باعث شد که این رونق فروکش کند و مسجد نیز در دوره‌های بعد دچار تخریب شود. از عکس‌ها و اسناد تاریخی پیداست که بنا در سده‌های اخیر آسیب‌های متعددی دیده است. باستان‌شناسان از دهه چهل هجری شمسی کاوش و از دهه شصت مرمت علمی بنا را آغاز کردند. رویکرد مرمت بر حفظ اصالت استوار بوده: سازه استحکام‌ یافته، تزئینات از نو خلق نشده، و تنها جایی که امکان خوانش تاریخی وجود داشته، پاکسازی و تثبیت انجام شده است.

امروز مسجد جامع ورامین نه فقط یک بنای مذهبی بلکه آرشیوی زنده از سنت‌های سازه‌ای، تزئینی و فضاسازی ایران است. قدم زدن در رواق‌ها، دیدن تکرار بی‌پایان طاق‌های جناغی، و نگریستن به گنبدی که همچون آسمانی هندسی بر فراز گنبدخانه است، تجربه‌ای‌ست که تنها معماری اصیل ایرانی قادر به خلق آن است.